فرهنگ آریان‌پور

همتا

#۲۰۹٬۲۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

peer

همتا، جفت، قرین، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافى، رفیق، برابر کردن، هم درجه کردن، به درجه اشرافى (مثل کنت و غیره) رسیدن، برابر بودن با، به دقت نگریستن، باریک شدن، نمایان شدن، به نظر رسیدن، همال

۲

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۳

counterpart

نقطه مقابل، قرین، همکار، رونوشت، همتا

۴

double

دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنى، همزاد دوبرابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن

۵

fellow

مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو fellow opposite number

۶

obverse

روى سکه، روى اسکناس، روى هر چیزى، طرف مقابل، (منطق) قضیه تالى، معکوس

۷

duplicate

دونسخه اى، المثنى نوشتن یا برداشتن، دو نسخه کردن، المثنى، دو نسخه اى، تکرارى، تکثیر کردن

۸

replication

تاه، تاشدگى، پاسخ، انعکاس، رونوشت، دفاع، پاسخگویى، تکرار