فرهنگ آریان‌پور

همپایه

#۲۰۹٬۲۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

tantamount

برابر، معادل، هم کف، همپایه، بمثابه

۲

cohort

گروه، پیرو، طرفدار، همکار

۳

compeer

هم پایه، هم دوش، قرین، همراه، هم رتبه بودن با

۴

colleague

هم کار، هم قطار

۵

coordinate

هماهنگ کردن، مختص، متناسب کردن، هم آهنگ کردن، تعدیل کردن، هم پایه، مربوط، (در جمع) مختصات