فرهنگ آریان‌پور

ایستایی

#۲۰٬۹۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

stagnation

رکود، کسادى، ایستایى

۲

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۳

stasis

(پزشکى) گرفتگى (در جریان چیزهایى مثل خون در رگ یا مدفوع در روده)، (فیزیک) حالت سکون، تعادل breakup discontinuance

۴

doldrums

(جغرافى) منطقه آرامگان استوایى، سکوت، افسردگى، منطقه رکود