فرهنگ آریانپور
ایستایی
#۲۰٬۹۱۹
stagnation
رکود، کسادى، ایستایى
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
stasis
(پزشکى) گرفتگى (در جریان چیزهایى مثل خون در رگ یا مدفوع در روده)، (فیزیک) حالت سکون، تعادل breakup discontinuance
doldrums
(جغرافى) منطقه آرامگان استوایى، سکوت، افسردگى، منطقه رکود