فرهنگ آریان‌پور

همبست

#۲۰۹٬۱۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۲

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۳

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۴

combine

با هم پیوستن، ملحق شدن، متحد شدن، آمیختن، (شیمى) ترکیب شدن، ماشین درو و خرمن کوبى، کمباین، ترکیب کردن

۵

linkage

اتصال، وسیله ارتباط، حلقه هاى زنجیر، رابطه، پیوند، به هم پیوستگى linkage tieup

۶

junction

پیوندگاه، انشعاب، نقطه اتصال، اتصال، برخوردگاه

۷

federation

فدراسیون

۸

combination

ترکیب، آمیزش