فرهنگ آریان‌پور

همبرگاه

#۲۰۹٬۱۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

crossing

صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن cross

۲

crossroad

محل تقاطع دو جاده