فرهنگ آریان‌پور

هماوری

#۲۰۹٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bout

کشمکش، تقلا، یک دور مسابقه یا بازى

۲

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت

۳

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۴

jostle

تنه، هل، تکان، تنه زدن

۵

contention

درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه

۶

competition

مسابقه، هم چشمى، سبقت جویى، هم آورى، رقابت