فرهنگ آریان‌پور

اثاث

#۲٬۰۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

paraphernalia

(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه

۲

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن

۳

thing

چیز، شییء، کار، اسباب، دارایى، اشیاء، جامه، لباس، موجود