فرهنگ آریانپور
هماهنگی (2)
#۲۰۹٬۰۹۳
tune
میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه
harmony
هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى
concord
توافق، مطابقت، یکجورى، پیمان، قرار
accordance
جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت
concordance
کشف اللغات، فهرست، تطبیق نامه، راهنماى مطالب و موضوعات کتاب، هم شیبى
consistency
(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى
coordination
هماهنگى
accompaniment
همراهى، مشایعت، ضمیمه، (موسیقى) ساز یا آواز همراهى کننده