فرهنگ آریان‌پور

همانند بودن

#۲۰۹٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۲

imitate

نواى کسى را در آوردن، تقلید کردن، پیروى کردن، کپیه کردن

۳

coincide

همزمان بودن، با هم رویدادن، منطبق شدن، در یک زمان اتفاق افتادن

۴

resemble

شباهت داشتن، مانستن، تشبیه کردن، مانند بودن، همانند کردن یا بودن