فرهنگ آریان‌پور

همارا کردن

#۲۰۸٬۹۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

coordinate

هماهنگ کردن، مختص، متناسب کردن، هم آهنگ کردن، تعدیل کردن، هم پایه، مربوط، (در جمع) مختصات