فرهنگ آریان‌پور

هم نوا کردن

#۲۰۸٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tune

میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه

۲

conform

همنوایى کردن، مطابقت کردن، وفق دادن، پیروى کردن