فرهنگ آریان‌پور

هم میهن

#۲۰۸٬۹۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

compatriot

هم میهن، هم وطن

۲

patiot

میهن پرست، هم میهن، میهن دوست، وابسته به وطن پرستى

۳

landsman

ملوان نا آزموده، اهل خشکى (در مقابل دریانورد)، بومى، هم میهن، ملوان ساده که هنوز درجه اى نگرفته، کسى که زندگى و شغلش در خشکى است

۴

countryman

(countrywoman =) ـ هم میهن

۵

countrywoman

(countryman =) ـ هم میهن