فرهنگ آریان‌پور

ایستادگی کردن

#۲۰٬۸۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

aby

خریدن، پرداختن، کفاره دادن، ایستادگى کردن، ایستادن

۲

abye

خریدن، پرداختن، کفاره دادن، ایستادگى کردن، ایستادن

۳

abide

(past: abided, abode ; past participle: abided, abode) ـ ایستادگى کردن، پایدار ماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن

۴

resist

پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با

۵

stand out

برجسته بودن، دوام آوردن، ایستادگى کردن، برجسته، عالى