فرهنگ آریانپور
هم زدن
#۲۰۸٬۶۶۳
rile
آزردن، متغییر کردن، مغشوش کردن، هم زدن
churn
به وسیله اسباب گردنده (مثل چرخ) جلو رفتن، با فعالیت فکرى چیزى به وجود آوردن، کره سازى، دائما و شدیدا چیزى را تکان دادن و به هم زدن
mix
آمیختن، آمیزه، مخلوط، درهم کردن، آشوردن، سرشتن، قاتى کردن، مخلوط کردن، اختلاط
whip
تازیانه، شلاق، حرکت تند و سریع و با ضربت، شلاق زدن، تازیانه زدن
agitate
به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن