فرهنگ آریان‌پور

هم ریخت

#۲۰۸٬۶۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

contour

محیط مریى، خط فاصل درنقشه هاى رنگى، نقشه برجسته، نقاشى کردن، طراحى کردن، حدفاصل

۲

isomorph

همریخت، (شیمى، معدن) مواد همشکل، ماده یک شکل، (زیست شناسى) جانور یا گیاه و یا گروهى که مشابه گیاه یا گروه دیگرى است، هم شکل