فرهنگ آریان‌پور

هم رخداد

#۲۰۸٬۶۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

concurrent

همزمان، در یک وقت واقع شونده، موافق، متقارن، همرو

۲

synchronous

همگام، هم زمان، همگاه، واقع شونده به طور هم زمان