فرهنگ آریانپور
هم رتبه
#۲۰۸٬۶۳۵
peer
همتا، جفت، قرین، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافى، رفیق، برابر کردن، هم درجه کردن، به درجه اشرافى (مثل کنت و غیره) رسیدن، برابر بودن با، به دقت نگریستن، باریک شدن، نمایان شدن، به نظر رسیدن، همال
equal
برابر، مساوى، هم اندازه، هم پایه، همرتبه، شبیه، یکسان، همانند، همگن برابر شدن با، مساوى بودن، هم تراز کردن
level
سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن
fellow
مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو
coordinate
هماهنگ کردن، مختص، متناسب کردن، هم آهنگ کردن، تعدیل کردن، هم پایه، مربوط، (در جمع) مختصات