فرهنگ آریان‌پور

هم رای بودن

#۲۰۸٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

concur

موافقت کردن، هم راى بودن، دمساز شدن

۲

agree

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۳

unison

هماوایى، هم آهنگى، هم صدایى، یک صدایى، اتحاد، اتفاق

۴

consort

همسر، شریک، مصاحب، هم نشین شدن، جور کردن

۵

subscribe

تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، آبونه شدن، متعهد شدن، تقبل کردن