فرهنگ آریان‌پور

هم دست

#۲۰۸٬۶۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

helper

یار، هم دست، کمک، یاور

۲

accessory

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست

۳

accompaniment

همراهى، مشایعت، ضمیمه، (موسیقى) ساز یا آواز همراهى کننده