فرهنگ آریان‌پور

هم چیدن - تنگ -

#۲۰۸٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

stow

تنگ هم چیدن، خوب جا دادن، پر کردن، مخفى کردن، پریدن، انباشتن، بازداشتن

۲

steeve

(در انبار کشتى) بار کردن، تنگ هم چیدن، خفت کردن، میله اى که نوک آن قلابى دارد و براى آزمایش محتویات عدل پنبه و امثال آن به کار مى رود، سیخک