فرهنگ آریان‌پور

هم پیمان‌ کردن

#۲۰۸٬۴۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۲

confederate

هم پیمان، متحد، متفق، موتلف، متفق کردن