فرهنگ آریان‌پور

هم پیچیدن - به -

#۲۰۸٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

entwine

(entwist =) ـ به هم پیچیدن، به هم پیچاندن، (مج) بافتن، مثل طناب تابیدن، در آغوش گرفتن

۲

convolve

به هم پیچیدن، پیچیدن، تاب دادن، به هم پیچیده شدن

۳

implicate

دلالت کردن بر، گرفتار کردن، مشمول کردن، به هم پیچیدن، مستلزم بودن

۴

interlace

درهم بافتن، به هم پیچیدن، در هم آمیختن، در هم بافتن، مشبک کردن، از هم گذراندن، تقاطع کردن

۵

interlock

همبند کردن، همبند شدن، به هم پیوستن، در هم گیر کردن، به هم ارتباط داشتن، به هم قفل کردن، درهم بافتن، به هم پیچیدن

۶

intertwinement

به هم پیچیدن