فرهنگ آریان‌پور

هم

#۲۰۸٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۲

same

یکسان، یکنواخت، همان چیز، همان، همان کار، همان جور، به همان اندازه

۳

both

هر دو، هر دوى، این یکى و آن یکى، نیز، هم

۴

even

زوج، عدد زوج، (مثل 2 و 4 و 6 و 8)، هموار، صاف، مسطح، تراز، مساوى، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، حتى، هم، درست، اعداد جفت

۵

very

بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً

۶

spectre

(specter =) ـ شبح، روح، خیال و فکر، تخیل، هم

۷

likewise

به همچنین، چنین، نیز، هم، بعلاوه، همچنان

۸

homo

جانورانى که انسان و انواع میمون ها نیز جزو آن به شمار مى روند، آدم، انسان