فرهنگ آریانپور
هم
#۲۰۸٬۳۲۲
mate
لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن
same
یکسان، یکنواخت، همان چیز، همان، همان کار، همان جور، به همان اندازه
both
هر دو، هر دوى، این یکى و آن یکى، نیز، هم
even
زوج، عدد زوج، (مثل 2 و 4 و 6 و 8)، هموار، صاف، مسطح، تراز، مساوى، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، حتى، هم، درست، اعداد جفت
very
بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً
spectre
(specter =) ـ شبح، روح، خیال و فکر، تخیل، هم
likewise
به همچنین، چنین، نیز، هم، بعلاوه، همچنان
homo
جانورانى که انسان و انواع میمون ها نیز جزو آن به شمار مى روند، آدم، انسان