فرهنگ آریان‌پور

هلال

#۲۰۸٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

arc

قوس، کمان، طاق، هلال، جرقه

۲

lunule

(کالبد شکافى) هلال ته ناخن، (جانور شناسى) هر عضو هلالى، هلال

۳

roundel

(roundle =) ـ هلال، صفحه کوچک و کروى شکل، دایره

۴

roundle

(roundel =) ـ هلال، صفحه کوچک و کروى شکل، دایره

۵

meniscus

شیشه اى که از یکسو کوژ و از سوى دیگر کاو باشد، (فیزیک) کوژى یا کاوى سطح آب در لوله، (نجوم) هلال، نگارنده هلالى

۶

new moon

ماه نو، هلال

۷

bow

خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس

۸

arch

کمان، طاق، قوس، به شکل قوس یاطاق درآوردن ناقلا، شیطان، موذى، رئیس، اصلى پیشوندى است به معنى " رئیس " و " کبیر " و " بزرگ "

۹

moon

ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن