فرهنگ آریان‌پور

هل

#۲۰۸٬۲۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

shove

هل، پرتاب، تنه، هل دادن، تنه زدن، با زور پیش بردن، پرتاب کردن، کشیدن (شمشیر)، پرتاب شدن

۲

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور

۳

cardamom

هل

۴

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۵

jostle

تنه، هل، تکان، تنه زدن

۶

impulsion

انگیزه آنى، دژ انگیز