فرهنگ آریان‌پور

هشیارانه

#۲۰۸٬۱۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن

۲

alertly

گوش به زنگ، هوشیار، مواظب، زیرک، اعلام خطر، آژیر هوایى، بحالت آماده باش درآمدن یا درآوردن

۳

jealously

حسود، رشک مند، رشک ورز، غیور، با رشک، رشک بر

۴

watchfully

(watchfulness =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت wideawake