فرهنگ آریان‌پور

هشدار

#۲۰۸٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۲

alarum

(alarm =) ـ هشدار، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، هراس، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۳

warning

اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن

۴

alert

گوش به زنگ، هوشیار، مواظب، زیرک، اعلام خطر، آژیر هوایى، بحالت آماده باش درآمدن یا درآوردن

۵

caveat

اخطار، آگهى، پیش بینى احتیاطى

۶

notice

آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن

۷

caution

احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به

۸

exhortation

نصحیت، تشویق eyeopener