فرهنگ آریان‌پور

هستی یافتن به طور ناگهان

#۲۰۸٬۰۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن