فرهنگ آریانپور
هستی
#۲۰۸٬۰۳۰
existence
هستى، وجود، زیست، موجودیت، زندگى، بایش
being
زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش
essence
فروهر، هستى، وجود، ماهیت، گوهر، ذات، اسانس
reality
حقیقت، واقعیت، هستى، اصلیت، اصالت وجود
objectivity
عینى بودن، مادیت، هستى، واقعیت، بیطرفى و بى نظرى
all
همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "
entity
نهاد، وجود
subsistence
اعاشه، زیست، گذران، معاش، خرجى، وسیله معیشت، امرار معاش، دوام، نگاهدارى