فرهنگ آریان‌پور

هستومند

#۲۰۸٬۰۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

being

زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش

۲

entity

نهاد، وجود

۳

substantive

قائم بذات، متکى به خود، مقدار زیاد، داراى ماهیت واقعى، حقیقى، شبیه اسم، داراى خواص اسم