فرهنگ آریان‌پور

هست

#۲۰۷٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

being

زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش

۲

extant

موجود، داراى هستى، (ک.) پدیدار، باقى مانده، نسخه ى موجود و باقى (ازکتاب و غیره)

۳

existent

موجود، هست

۴

is

(am, is, are ; past: was, were ; past participle: been) ـ مصدر فعل بودن، امر فعل بودن، وجود داشتن، زیستن، شدن، ماندن، باش be

۵

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن