فرهنگ آریانپور
هست
#۲۰۷٬۹۵۲
being
زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش
extant
موجود، داراى هستى، (ک.) پدیدار، باقى مانده، نسخه ى موجود و باقى (ازکتاب و غیره)
existent
موجود، هست
is
(am, is, are ; past: was, were ; past participle: been) ـ مصدر فعل بودن، امر فعل بودن، وجود داشتن، زیستن، شدن، ماندن، باش be
present
پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن