واژههای فارسی←هزینه غیر تولیدیفرهنگ آریانپورهزینه غیر تولیدی#۲۰۷٬۹۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱overheadبالاسرى، هوایى، بالا، دربالاى سر، مخارج کلى، سرجمعواژههای نزدیک در الفباهزینه ای که برای بهبود سرمایه و افزایش ان به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهزینه باربری برحسب مایلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهزینه بارگیری به دو بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهزینه بارگیری و باراندازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهزینه بارگیری و باراندازی از کشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهزینه بنیادیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر