فرهنگ آریان‌پور

ایراد کردن

#۲۰٬۷۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

quote

نقل قول کردن، ایراد کردن، مظنه دادن، نقل بیان کردن، نقل کردن، نشان نقل قول

۲

adduse

ذکر کردن، گفتن، آوردن، ایراد کردن، احضار کردن، به گواهى خواستن، استشهاد کردن

۳

deliver

آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن

۴

pose

(baffle، puzzle، question =) ـ مطرح کردن، گذاردن، قرار دادن، اقامه کردن، ژست گرفتن، وانمود شدن، قیافه گرفتن، وضع، حالت، ژست، قیافه گیرى براى عکسبردارى، سوال پیچ کردن با سئوال گیر انداختن