فرهنگ آریان‌پور

هرزه - زن -

#۲۰۷٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rep

پارچه مبلى، مرد هرزه، زن هرزه

۲

jade

ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه، (ک.) مرد بى معنى، دختر لاسى، پشم سبز، خسته کردن، از کار انداختن (در اثر زیاده روى) ـ

۳

minx

دختر گستاخ، زن هرزه، زن هر جایى، سگ دست آموز

۴

tart

ترش مزه، تند، زننده، ترش، مزه غوره، زن هرزه، نان شیرینى مربایى

۵

bitch

سگ ماده، زن هرزه، شکایت کردن، قر زدن

۶

broad

به طور وسیع، عموماً، با بسط معنى

۷

limmer

آدم رذل، دغل، کلاش، قلاش، ناقلا، بچه بد ذات یا شیطان، زن سبک سر، زن هرزه، زن جلف

۸

trollop

زن شلخته، زن بند و بار، زن هرزه، جنده