هرزه
#۲۰۷٬۷۰۸
lewd
هرزه، ناشى از هرزگى، شهوت پرست
harlot
هرزه، فاحشه، فاسد الاخلاق
dissolute
هرزه، فاجر، بداخلاق، از روى هرزگى، فاسد
libertine
هرزه، افسار گسیخته، کسى که پابند مذهب نیست، باده گسار و عیاش، غلام آزاد شده
blackguard
هرزه، بداخلاق، بددهن، آدم هرزه، فحاشى کردن به
licentious
هرزه، ول، شهوتران، بد اخلاق، مبنى بر هرزگى
rake
شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن rake سخن و نگارش
bawdy
زشت، هرزه، شنیع، مربوط به جاکشى، بى عفت
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن واژه هاى شامل
trollop
زن شلخته، زن بند و بار، زن هرزه، جنده
immoral
بد سیرت، بد اخلاق، زشت رفتار، هرزه، فاسد
graceless
بى نزاکت، هرزه، فاسد، عارى از فریبندگى، بى ملاحت
lascivious
شهوانى، هرزه، شهوت انگیز
raw
نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن raw زن