فرهنگ آریان‌پور

هراساندن

#۲۰۷٬۶۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cow

گاوماده، ماده گاو، ترساندن، تضعیف روحیه کردن

۲

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۳

panic

وحشت، اضطراب و ترس ناگهانى، دهشت، هراس، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن

۴

scare

ترساندن، چشم زهره گرفتن، هراسانده، گریزاندن، ترسیدن، هراس کردن، بیم، خوف، رمیدگى، رم، هیبت، محل هراسناک

۵

frighten

(fright =) ـ بوحشت انداختن، ترساندن