فرهنگ آریانپور
هراساندن
#۲۰۷٬۶۲۱
cow
گاوماده، ماده گاو، ترساندن، تضعیف روحیه کردن
alarm
(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن
panic
وحشت، اضطراب و ترس ناگهانى، دهشت، هراس، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن
scare
ترساندن، چشم زهره گرفتن، هراسانده، گریزاندن، ترسیدن، هراس کردن، بیم، خوف، رمیدگى، رم، هیبت، محل هراسناک
frighten
(fright =) ـ بوحشت انداختن، ترساندن