واژههای فارسی←هر یکیفرهنگ آریانپورهر یکی#۲۰۷٬۵۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱eachهر یک، هر یک از، هر یکى، هرواژههای نزدیک در الفباهر یک از خطوط موازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر یک از دو تامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر یک از دوبال جلو حشرات چهار بالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر یک از مشتقات پروتئین که از فعل و انفعال اسید و قلیا به دست می ایدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر یک ساعتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر یک کهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر