واژههای فارسی←هر سیصد سال یک بارفرهنگ آریانپورهر سیصد سال یک بار#۲۰۷٬۵۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tricentennialواژههای نزدیک در الفباهر بار یک تخم گذارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بامدادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر برایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بعد از ظهرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بوته یا میوه خیاری شکلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بهانه - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر