واژههای فارسی←هر سال چهار بارفرهنگ آریانپورهر سال چهار بار#۲۰۷٬۵۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱quarterlyسه ماهه، سه ماه یکبار، سه ماه به سه ماهواژههای نزدیک در الفباهر بار یک تخم گذارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بامدادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر برایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بعد از ظهرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بوته یا میوه خیاری شکلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بهانه - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر