واژههای فارسی←هر سال - بقرار -فرهنگ آریانپورهر سال - بقرار -#۲۰۷٬۵۰۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱per annumبقرار هر سال، هر سالى، سالیانهواژههای نزدیک در الفباهر بار یک تخم گذارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بامدادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر برایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بعد از ظهرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بوته یا میوه خیاری شکلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بهانه - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر