واژههای فارسی←هر ده نفر یکی - از -فرهنگ آریانپورهر ده نفر یکی - از -#۲۰۷٬۴۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱decimateاز هر ده نفر یکى را کشتن، تلفات زیاد وارد کردنواژههای نزدیک در الفباهر بار یک تخم گذارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بامدادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر برایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بعد از ظهرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بوته یا میوه خیاری شکلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بهانه - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر