واژههای فارسی←هر چیزی که با ان چیزی را پر کنندفرهنگ آریانپورهر چیزی که با ان چیزی را پر کنند#۲۰۷٬۴۶۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fillingپر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن fillواژههای نزدیک در الفباهر چیزی شبیه کلاف پیچیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر چیزی شبیه گردن غازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر چیزی شبیه مدادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر چیزی شبیه مهمیز و سیخکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر چیزی شبیه نوک پستانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر چیزی شبیه نیشترمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر