واژههای فارسی←هر پنج سال یکبارفرهنگ آریانپورهر پنج سال یکبار#۲۰۷٬۳۶۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱quinquennialهر پنج سال یکبار، پنج ساله، دوره پنج سالهواژههای نزدیک در الفباهر بار یک تخم گذارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بامدادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر برایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بعد از ظهرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بوته یا میوه خیاری شکلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهر بهانه - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر