فرهنگ آریان‌پور

هر اسبابی شبیه اره

#۲۰۷٬۳۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

saw

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر