فرهنگ آریان‌پور

هدیه

#۲۰۷٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

gift

بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه

۲

handsel

فال، شانس، هدیه، پول، دشت اول صبح، رونما، عیدى، پیش قسط، بیعانه دادن، عیدى دادن، رونما دادن، دشت کردن

۳

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۴

propine

ساغر را نوشیدن و بدیگرى دادن، هدیه

۵

booty

غنیمت جنگى، غارت، تاراج، یغما

۶

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۷

Grant

اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن

۸

bounty

بخشش، سخاوت، انعام، اعانه، شهامت، آزادمنشى، وفور، بخشایندگى

۹

presentation

ارائه، عرضه، معرفى، نمایش، تقدیم