فرهنگ آریان‌پور

هدر دادن وقت

#۲۰۷٬۲۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fritter

کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن