فرهنگ آریان‌پور

هدایت با دستگاه

#۲۰۷٬۲۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)