فرهنگ آریان‌پور

هدایت

#۲۰۷٬۲۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

Lead

[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک

۲

leading

راهنمایى، هدایت، نفوذ، عمده، برجسته، مقدم، پیشتاز

۳

steerage

راهنمایى، هدایت، اداره، تربیت، سکان

۴

guidance

راهنمایى، هدایت، راهنما، رهبرى، رهنمود

۵

direction

جهت، سو، هدایت، دستور، رهبرى، اداره جهت، راه مسیر

۶

conduction

انتقال، بردن جریان، هدایت، تنظیم، رهبرى، رسانایى

۷

conductance

میزان هدایت، میزان رسانایى، رسانایى، ضریب هدایت، قدرت هدایت، هدایت، انتقال

۸

tutelage

للگى، قیمومت، سرپرستى، تعلیم سرخانه