هجوم
#۲۰۷٬۱۷۷
infestation
هجوم
rush
(گیاه شناسى) نى بوریا، بوریا، انواع گیاهان خانواده سمار، یک پر کاه، جزیى، حمله، یورش، حرکت شدید، ازدحام مردم، جوى، جویبار، هجوم بردن، بر سر چیزى پریدن، کارى را با عجله و اشتیاق انجام دادن
onset
تاخت و تاز، حمله، هجوم، اصابت، وهله، شروع
influx
نفوذ، رخنه، تاثیر، ورود، هجوم، ریزش
inroad
تاخت و تاز، تهاجم، تعدى، هجوم، حمله، تکش
inrush
درون یورش، حمله به درون، ازدحام سوى درون، هجوم بداخل
offence
(offense =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه
offense
(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه
invasion
تاخت و تاز، هجوم، تهاجم، استیلا، تعرض
storm
کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن
onrush
حمله، پیشروى، یورش
assault
یورش، حمله، تجاوز، حمله به مقدسات، اظهار عشق، تجاوز یا حمله کردن
scramble
با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن