واژههای فارسی←ایجاد سوزش کردنفرهنگ آریانپورایجاد سوزش کردن#۲۰٬۷۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sting(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدنواژههای نزدیک در الفباایام مرخصیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیایام مقدس پیش از کریسمسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیایام نوئلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیایامبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیایامبیکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیایبیسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر